نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶ - خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوس ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / شورشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

در این کار بودند کارآگهان

که ناگاه جاسوسی آمد نهان

فرود آمد آنجا به مانند پیک

بگفتا که خانم سلام علیکم

نشستیه تا کی چنین بی خبر

جارجار بلینگ آماده پشت در

قلاتنه حالا خراب مکنن

خالزا ممدن کباب مکنن

کریای آقاحسن خان چو شیر

خنقانیه پاک مکنن اسیر

دلم برت اوبایه خانم جنه

که در میره از دست باغ و خنه

دری بومی فرک کارت بکن

خاکی دسر روزگارت بکن

دادی اسم و رسمنه آخر بباد

ای چهار تا رعت هم گله بیدزیاد

نه حاجی دم میگیره نه کلبائی

دیه تو میبایه خودت بیائی

زله کوته شدن جاهل جنگیا

نمیکنن دعوا دیه بچیا

قمه بدنیا همه ترسید نه

دیر روت به تمن نشان ریدنه

آقا عابدین پهلو و نی شده

ماشاالاش نبانو جوونی شده

مس این ممنه شراب خورده پا

نمترسه دیسه از این کیپا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستانی از کارآگاه‌ها و جاسوسی روایت می‌شود که به صورت ناگهانی به مکانی وارد می‌شود و پیامی به خانمی می‌رساند. او اشاره می‌کند که اوضاع نگران‌کننده است و برخی افراد در خطر هستند. اشاره‌ای به شخصیت‌ها و وضعیت اجتماعی نیز وجود دارد، از جمله توصیف حال آقاحسن خان و اوضاع جوانان. در نهایت، این شعر به تنش‌ها و مشکلات اجتماعی اشاره دارد و نشان می‌دهد که مبارزه و نزاع در جامعه به شکل‌های مختلف وجود دارد.