نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - قطعه ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بود پیری کرخ به کشور روم

از سعادات دنیوی محروم

کوش گردیده کند و پشت نگون

دست و پا چنکوک و بخت زبون

لمتر و زشت و ناتراشیده

دل خروشیده تن خراشیده

گشته ز آب دماغ و آب دهن

دائما خشک مغز و تر دامن

سوخته خانه ریخته دندان

خانه او را قفس چمن زندان

بود بوزینه ای پرستارش

پاسبان کلاه و دستارش

بهتر از بندگان خواجه پرست

دستگیر و عصاکش و همدست

در سر کدخدا و کدبانو

تکیه پشت و قوت زانو

در برون دستیار و صاحب یار

از درون هم مساعد و غمخوار

جز سخن کانهم ازاشارتها

فاش کردی همه عبارتها

درهمه چیز از او نیابت کرد

دعوتش را بجان اجابت کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره پیرمردی در کشور روم است که از نعمت‌های دنیوی محروم شده است. او به نوعی در تلاش برای بهتر شدن وضعیت خود است، اما شرایطش بسیار نامناسب است. ظاهر او تحقیرآمیز و ناقص است و از لحاظ جسمی و روحی در رنج به سر می‌برد. در این میان، بوزینه‌ای به عنوان پرستار او وجود دارد که بهتر از بقیه پرستاران، به او خدمت می‌کند و در زندگی او نقش مهمی دارد. بوزینه به نوعی در هر جنبه‌ای از زندگی پیرمرد حمایتی از او می‌کند و همیشه در کنارش است، حتی اگر تنها به زبان اشاره صحبت کند. این متن به توصیف زندگی دشوار این پیرمرد و وابستگی‌اش به بوزینه می‌پردازد.