شمارهٔ ۱۷ - در ۱۳۲۴ تفریظ شاهنامه امیر بهادری ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی بنگر این نامه نامور
به هر بیت از آن درج درجی گهر
که فردوسی طوسی استاد فن
به نظمش بیاراست روی سخن
نهشته کسی یادگاری کزین
به از این ز شاهان ایران زمین
زهی این نکو نامه پارسی
که گر خود بخوانیش صد بارسی
بهر ره ببینیش به از نخست
نیابی درو هیچ یک بیست سست
نهد چون ببزم اندرون پای خویش
به خلد برین بنگری جای خویش
دگر ره چو در رزم پیچد عنان
جهان را کند پر ز گرز و سنان
به نخجیر گه چون سمند افکند
دد و دام را در کمند افکند
بدریا دمان چون دلاور نهنگ
به کهسار در همچو غژمان پلنگ
حکیمانه جوید چو راه سخن
روان حکیمان در آید بتن
تو گوئی که بوذرجمهر دگر
به گفتن بر آورده از خاک سر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از نامهای میپردازد که نشان از هنر و استعداد فردوسی، شاعر بزرگ ایرانی، دارد. شاعر بیان میکند که این نامه دارای ارزش و زیبایی خاصی است و هر بیت آن مانند جواهر میدرخشد. فردوسی با نبوغ خود، سخن را به صورت نظم درآورده و یادگاری ماندگار از خود بر جا گذاشته است. او این اثر را برترین از میان خلق و خوی شاهان ایران میداند و تأکید میکند که اگر این نامه را بارها بخوانیم، هیچ سستی در آن نخواهیم یافت. شاعر به قدرت و شجاعت فردوسی در توصیف جنگها و شکارها اشاره میکند و او را در زمره حکیمان قرار میدهد، به طوری که انگار حکیمانی چون بوذرجمهر دوباره از خاک برخواستهاند.