نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - خطاب بمدرسه مزینیه بنات ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای مدرسه مزینیه

ای روضه دلکش سنیه

ای مهد بنات فخر و عصمت

مقصوره امهات حکمت

ای گلبن هوش را گلستان

اطفال وجود را دبستان

ای ستر عرائس معانی

ای چرخ نجوم آسمانی

ای رانده به درگهت مراکب

در کوکبه شرف کواکب

ای خفته ترا به مهد فرهنگ

مهر و مه و زهره و شباهنگ

الحمد که گلبنت جوان است

آب شرفت به جو روان است

در سایه بید و شاخ سروت

شد نغمه سرا همی تذروت

ما تازه گلان که بر درختیم

از فضل تو شاد و نیک بختیم

باغ گل و لاله بهشتیم

در مزرع علم سبز کشتیم

دخت شرفیم و مام دانش

داریم به کف زمام دانش

از چشمه علم آب نوشیم

در جام شرف شراب نوشیم

طفلیم و ترا بخوان طفیلیم

مهمان تو در نهار و لیلیم

در سلسله بنات حوا

در خانه امهات و آباء

هستیم چو رشته منضد

از لعل و بجاده و زبرجد

روزی دو سه نگذرد ازین روز

کز نطق خوش و رخ دلفروز

ام الحسنات و الکرامات

باشیم و کنیم عقل را مات

در نحر معارف از ولائد

بندیم وسائط الفلائد

در ذروه منتهی المدارج

آریم بر آسمان معارج

ای خانه فخر و سرفرازی

ای کارگه بشر طرازی

ای بیت جلال و کعبه عز

مصباح هنر چراغ معجز

ایوان تو را سپهر اطلس

طاقی است به هیئت مسدس

از بیت قوام گشته قائم

بر لوح فلک تو را قوائم

ای بانی این بنای محکم

کدبانوی دختران آدم

در باغ شکوفه معانی

سرچشمه آب زندگانی

از گوهر خاتم النبیین

صدیقه نژاد و مریم آیین

در بیت کمال، ربة البیت

هوش تو چراغ عقل رازیت

در کشت هنر توئی کدیور

فرهنگ گرفته از تو زیور

از فکر تو بردمد حقایق

چونان که ز بوستان شقایق

بخت خوش و طالع سعیدت

خوانده است شفیقة العمیدت

قلبت که سراچه الهی است

روشن ز دعای صبحگاهی است

مرضیه صفت وضی نژادی

پاکیزه نهاد و پاکزادی

دیو از تو رخ پری گرفته

سیمای گل طری گرفته

بر جیس و مه آفتاب و کیوان

پرورده نعمتت در ایوان

با لفظ فصیح و قول لین

دوشیزه فضل را مزین

هارون تو بسته قدس را مهد

ز اسرار مبین بقیة العهد

در دامن تو دمیده هر دم

روح القدسی به جیب مریم

بنت الشفه تو مریم آسا

آبستن گوهر مسیحا

احسنت بر این اساس زیبا

کش اطلس چرخ فرش دیبا

ماشاء الله تبارک الله

زین کاخ مزین منزه

امید که این بهشت نوباد

همواره به همت تو آباد

در سایه شاه داد پرور

کوشد به همه ملوک سرور

از تاج قباد و تخت جمشید

بنشسته بر اوج ماه و خورشید

محبوب قلوب پیر و برنا

فرمانده عاجز و توانا

ابری که بر از ستاره اوجش

بحری که گهر نشانده موجش

از همت صاحب ستوده

دانشور دانش آزموده

دستور وزارت معارف

فرزانه حکیم ملک عارف

حکمش زده بر سپهر رایات

صدگونه ز محکمات آیات

ابراهیمی که اندرین عهد

زد بر بت جهل تیشه جهد

بتخانه ز عزتش معزا

در سوگ منات و لات و عزی

یارب به جلال و جاه احمد

سرحلقه انبیا محمد

بر ذات علی و آل پاکش

وان روی منیر تابناکش

کاین مدرسه را بدار توام

در سایه شهریار قائم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر درباره‌ی یک مدرسه به نام مزینیه است که به عنوان مکانی مهم و زیبا برای فرهنگ و دانش معرفی شده است. شاعر از ویژگی‌های برجسته این مدرسه، مانند آموزش دختران و ترویج علم و فضیلت، سخن می‌گوید و آن را به باغی از گل‌های علم و دانش تشبیه می‌کند. مدرسه به عنوان مهد فخر و افتخار شناخته می‌شود و از نقش معلمان و بنیان‌گذاران آن تقدیر می‌شود. همچنین به رابطه این مدرسه با فرهنگ اسلامی و اهمیت آن در تربیت نسل‌های آینده اشاره می‌شود. شاعر با بیان آرزوهایی برای آینده این مدرسه، بر نیاز به وحدت و همت در راستای پیشرفت علم و هنر تأکید می‌کند.