نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ - تمثیل ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی دختری داشت در کار مرگ

وزین زندگی مانده بی ساز و برگ

پریشیده گسیویش از انقلاب

ز گلبرگ رخساره اش رفته آب

ز بی دانشی مادر مهربان

بکف شانه و غازه بهر جوان

گهی تاب می دادش از شانه موی

گهی سرخ می کردش از غازه روی

یکی گفتش ای زال انده نصیب

مکن خسته را بی دوا و طبیب

یکی چاره کن رفتنش را به گور

و گرنه چه از سرمه با چشم کور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، دختری در شرایط سخت و مرگبار زندگی می‌کند و از زخم‌های انقلاب رنج می‌برد. چهره‌اش زیباست اما از بی‌اطلاعی مادرش آسیب دیده است. مادر تلاش می‌کند تا او را آرام کند و از طریق نوازش و محبت به او روحیه ببخشد. اما در نهایت، شخصی به دختر پیشنهاد می‌دهد که برای حل درد و رنجش باید چاره‌ای بیندیشد، در غیر این صورت او به زودی به دردسر خواهد افتاد.