شمارهٔ ۱۶ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
این چه . . . الملک بود ای نور چشم
که نباشد در کلاهش هیچ پشم
هر چه کتبا یا شفاها نزد وی
رفتم و در ناله افتادم چو نی
مرمرا نامد جوابی زین خصوص
گوئیا این خواجه باشد از لصوص
لص و لص لص بود این هر سه دزد
که برد مال کسان بی اجر و مزد
لازم است اکنون تلافیها کنم
شکوه از دنیا و مافیها کنم
مال من وقفست گوئی بر دو جنس
که نباشد این دو جنس از نوع انس
این یکی باشد رفیقت ان اخت
این بهشت تو است و آن یک دوزخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از ظلم و بیعدالتی در جامعه اشاره دارد. شاعر از شخصی به نام "ملک" شکایت میکند که به او جوابی نمیدهد و به نظر میرسد از او و دیگران دزدی کرده است. شاعر احساس میکند که مال او در دست این دزدها افتاده و باید انتقام بگیرد. او به دو نوع انسان اشاره میکند: دوستان و دشمنان، و به طور کلی از شرایط دنیا و مشکلات آن شکایت میکند.