شمارهٔ ۳۱ - تجاوزات همسایگان در جنوب و شمال ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ندیدی مگر کاندرین سال شوم
که آتش فرو زد بهر مرز و بوم
دو همسایه اندر هیاهو شدند
بما شیر و با دشمن آهو شدند
به هر شهر لشگر کشید انگلیس
به تاراج ده یار شد با رئیس
به هم چشمی او سپهدار روس
به تسخیر ری کوفت ناگاه کوس
همی خواست ما را ازین بوم و بر
براند چو چین از در کاشغر
ازیرا که مان بی زر و زور دید
تنی چند خسبیده در گور دید
چو شیر ژیان خسته شد روزگار
سگ گله را کرد خواهد شکار
کنون گر بهم دست یاری دهیم
به پیروزی امیدواری دهیم
بدان سان که فرمود خیرالبشر
همه یار باشیم با یکدیگر
چو بنیان مرصوص صف برکشیم
وزین کافران سخت کیفر کشیم
نه از روس مانیم یک تن بجای
نه زین انگلیسان بی عهد و رای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به دوران سختی اشاره میکند که در آن، ایران تحت فشار نیروهای انگلیسی و روسی قرار گرفته است. او به جنگ و غارتگری این دو کشور اشاره میکند و از آمریکای مردم ایران میگوید که مانند یک شیر خسته از حملات دشمنان است. شاعر میخواهد که مردم با اتحاد و همدلی به یکدیگر کمک کنند تا بر دشمنان غلبه کنند و کشور را از این وضعیت نجات دهند. او بر لزوم همکاری و همبستگی در برابر بیرحمیهای بیگانگان تاکید میکند و میخواهد که هیچ یک از ایرانیان در برابر این تهدیدات تنها نمانند.