نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ - تمثیل از گفتار پهلوان بفرزند ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چه خوش گفت با پور خود پهلوان

چو دیدش هم آغوش شیر ژیان

که گر زنده شیر نر اندر نبرد

درد بر تنت چرم و نالی ز درد

از آن به که در گورت اندر کفن

درد پنجه و ناخن گورکن

هلا ای دلیران ایران زمین

بنازید چو شیر مست از کمین

که دشمن بتاراج ما چیره شد

ز آهنگشان روز ما تیره شد

برآنند کاین خانه ویران شود

بداندیش دارای ایران شود

به مرز کیان روس باشد رئیس

در ایوان جم پا نهد انگلیس

بمانیم در چنبر اهرمن

ابا خانه و گنج و فرزند و زن

بگور نیاکانمان در مغاک

فروزند آتش بر آرند خاک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نگاهی به وضعیت ناگوار ایران و خطرات ناشی از دشمنان دارد. شاعر به دلیران ایرانی می‌گوید که بر خود ببالند و همچون شیر قوی و نترس در برابر نبرد بایستند. او به درد و رنجی که در نبرد متحمل می‌شوند اشاره می‌کند و از ترس و دلتنگی نسبت به آینده کشور صحبت می‌کند. دشمنان به دنبال ویرانی ایران هستند و احتمال می‌رود که کشور به دست خارجی‌ها بیفتد. شاعر در نهایت به احساس ناامیدی و نگرانی از وضعیت موجود اشاره می‌کند و از نیاکان و میراث فرهنگی صحبت می‌کند که ممکن است نابود شود.