شمارهٔ ۲۳ - کفش ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / رباعیات طنز / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
از سیلی غم رخ بنفش آوردم
با دل سخن از مشت و درفش آوردم
تا پای مبارک ننهد بر سر خاک
از دیده برای دوست کفش آوردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم خود به گلایه پرداخته و با دل پردردش از مشکلات و مبارزات سخن میگوید. او به یاد دوستش، که به خاطر او تلاش میکند، تصمیم میگیرد تا برای او کفش بیاورد تا بر روی خاک نرود و به این ترتیب نشان دهد که هنوز به یاد اوست و برایش اهمیت قائل است.