نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / رباعیات طنز / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

چون تحفه کوی دوست نارنج بود

از خجلت او به دل مرا رنج بود

گفتی که ز من مرنج هنگام بدی

رنجی که رسد از تو مرا گنج بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود نسبت به دوست می‌پردازد. او اشاره می‌کند که به خاطر هدیه‌ای از دوست، که نارنج است، دچار خجالت شده و این باعث رنجش دلش شده است. دوست به او می‌گوید که در زمان‌های بد از او رنج نبرد، زیرا رنجی که از او می‌رسد به نوعی برای او مانند گنج است. به طور کلی، شاعر تضاد بین رنج و شادی در روابط دوستانه را بیان کرده و نشان می‌دهد که حتی رنج‌هایی که از طرف دوست به او می‌رسد، ارزشمند و گرانبهاست.