نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفل‌ها

ز غیرت عاشقان کشتی ز حسرت سوختی دل‌ها

از آن روزست در دل‌ها خیال دانه خالت

که دهقان ازل تخم محبت ریخت در دل‌ها

فغان ای کعبه جان‌ها که در راه تمنایت

چو مور از ضعف شیران را به هر گام است منزل‌ها

درین وادی مکن ای ساربان آرایش محمل

که در خون شهیدان غرقه خواهی دید محمل‌ها

ز اشک گرم ما بحر کرم یارب به جوش آور

وزین گرداب خون‌افکن گرفتاران به ساحل‌ها

به جز پیر مغان زاهد، که سازد مشکل ما حل؟

تو دانی حال خود مشکل چه دانی حل مشکل‌ها

پی دنیا و مافیها گران‌جانی مکش اهلی

قدح کش گر سبک‌روحی .....ل‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و شور در محفل‌های عاشقانه و تأثیر آن بر دل‌ها می‌پردازد. شاعر به ساقی گلرخ ندا می‌دهد که در محفل‌ها برافروخته و از عشق سوخته دل‌ها یاد می‌کند. او از روزی یاد می‌کند که محبت در دل‌ها کاشته شده و به شدت دل‌تنگی و حالت ضعف عاشقان را توصیف می‌کند. در این وادی، شاعر از ساربان می‌خواهد که به زیبایی محفل نپردازد زیرا در آنجا خون شهیدان ریخته شده است. او از خداوند می‌خواهد که با اشک‌های گرم عاشقان، به آنها مدد رسانده و به ساحل نجات برساند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که تنها پیر مغان می‌تواند مشکلات عاشقان را حل کند و در نهایت به دنیا و مادیات بی‌اعتنا می‌شود و دعوت به نوشیدن می‌کند تا روح خود را سبک‌تر سازد.