نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم

گفتیم صد افسانه و مقصود نگفتیم

پیکان نهانی که زدی بر دل مجروح

تا خود ز دل سوخته ننمود نگفتیم

این همت ما بس که بامید تو جان را

کردیم زیان و سخن از سود نگفتیم

خوشباش که گر قصه آن روی عرقناک

گفتیم ولی لعل می آلود نگفتیم

اهلی نه تو امروز چنین کافر عشقی

تا بود چنین بودی و تا بود نگفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اشتیاق و longing شاعر به معشوق است. شاعر از سایه و ماه به‌عنوان نمادهایی برای توصیف عشق و وصال استفاده می‌کند و به این موضوع می‌پردازد که عشق او بر زندگی‌اش تاثیر عمیقی دارد. او به مخاطب می‌گوید که حتی اگر آسیب ببیند یا بمیرد، عشق به او ارزشمند است. شاعر همچنین از درد و غم عشق صحبت می‌کند و اشاره دارد که در هر شرایطی، حتی در غم، زیبایی‌هایی وجود دارد. او مهم‌ترین خواسته‌اش را وصال و نزدیکی به معشوق و بیان احساساتش می‌داند.