نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم

وانگه بگریه افتم و از دل به در کنم

مست از می خیال توام آنچنان که نیست

پروا که با تو نیز سخن یا نظر کنم

تو مست جام غیری و مهمان دیگری

من در تنور سینه کباب جگر کنم

خواهم ز رشک یاری آنشمع ای رقیب

آهی کشم که بزم تو زیر و زبر کنم

اهلی اگرچه جور ز حد شد گمان مبر

کاندیشه حریفی و یار دگر کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به بیان حال خود می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه عشق و دلتنگی او را به حالتی شکست‌خورده و آسیب‌دیده درآورده است. او خود را مانند چنگی که پیر و شکسته شده توصیف می‌کند و از ناله‌هایش پیداست که دلی شکسته دارد. او به دیوانگی ناشی از عشق و نابودی زندگی‌اش اشاره دارد و می‌گوید که همه اصول و قاعده‌های زندگی‌اش به هم ریخته است. شاعر خود را همچون غنچه‌ای می‌بیند که به نسیم معطر عشق پاسخ می‌دهد و از کارهای انجام‌شده و احساساتی که سبب دل‌شکستگی‌اش شده، ابراز شرمندگی می‌کند. در نهایت، او با بیان ناراحتی‌اش از شرایطش، نشان می‌دهد که همچنان این درد و شکست در وجودش باقی است.