نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چند از هوس آن لب چون قند بسوزم

گر سوختنی هم شده ام چند بسوزم

مگذار که از تلخی آن گریه جانسوز

در حسرت آن لعل شکر خند بسوزم

دل نامزد عشق کسان ساخته جانرا

در آتش تو بهر زبان بند بسوزم

دور از تو همان به که جنونم برد از هوش

ورنه چو شوم بی تو خردمند بسوزم

اهلی دهدم پند که کم سوز ز مهرش

ترسم که اگر سوزم ازین پند بسوزم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است که به خاطر عشق و احساساتش به معشوق خود، خمار و غمگین است. او از تحمل دردهای ناشی از عشق می‌گوید و به این حقیقت اشاره می‌کند که حتی در مشکلات و رنج‌ها، به عشق خود ادامه می‌دهد. شاعر از ناتوانی خود در رهایی از این درد سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که حتی اگر به او نصیحت کنند تا از می و عشق دوری کند، او هر چه بیشتر احساس درد می‌کند. در نهایت، عشق خود را حقیقی و عمیق می‌داند و از تیر زخم‌دار ناشی از آن یاد می‌کند.