نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست

چون خود ستاره سوخته باشم گناه کیست؟

جانی که من کنم که کند همچو کوهکن

سنگی که هست درره من پیش راه کیست؟

سر تاقدم در آتش محنت بسوختم

یارب چه کردم این اثر دود آه کیست؟

خلقی چو من بروی تو حیران ولی تورا

خشمی که از نگاه من است از نگاه کیست؟

عذر سگت زناله شب گر نخواستم

بس دل که شد کباب زغم عذر خواه کیست؟

اهلی بپرس بهر خدا کفتاب من

یار که گشت و شمع که گردید و ما کیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به بیان احساسات تلخ و ناامیدی‌اش می‌پردازد. او از سیاه بختی و عذاب‌هایش ناشی از آه و غم‌ها صحبت می‌کند و می‌پرسد که چه کسی مسئول این دردهاست. شاعر خود را مانند ستاره‌ای سوخته می‌بیند و به تشبیه کردن دردهایش به سنگی در مسیر کوهکن اشاره می‌کند. او از سوختن در آتش محنت و از خشم و حیرانی دیگران نسبت به خودش سخن می‌گوید. در نهایت، او به یاد یار و عشق گمشده‌اش می‌افتد و سوال می‌کند که چه بر سر عشق و روشنایی‌اش آمده است. این شعر، عمق احساسات انسانی و التهابات درونی فرد را به تصویر می‌کشد.