شمارهٔ ۱۰۴۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
تو دست دیگری گیری و من در اضطراب افتم
چو آیی با رقیبان روزها اندر لب جویی
چنانم آتشی در دل فتد کز غم کباب افتم
خوشم با دوزخ هجران بهشتی رو از آن خوشتر
که بینم با رقیبت یار و از تو در عذاب افتم
ندانم شهسوار من کجا با غیر خواهد شد
هوس دارم که گردم سایه او را در رکاب افتم
چو اهلی خوابم از اندیشه او رفت و میسوزم
بیا ساقی مگر آسوده یکدم از شراب افتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساسی، احساسات عمیق خود را درباره غم و عشق بیان میکند. او آرزو دارد که با اشکهای خود، غم و محنت را از جهان پاک کند و به نوعی خواهان رهایی از دردها و زخمهای قلبیاش است. او همچنین به دیوانگی عشق اشاره میکند و معتقد است که نیاز به رهایی از عقل و خرد دارد تا بتواند احساساتش را بهتر درک کند. در نهایت، شاعر با اشاره به مشروب و شادی، به دنبال آرامش و طراوت معنوی از طریق عشق و از بین بردن غمهایش است.