شمارهٔ ۱۰۴۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
گرد غم و محنت ز جهان پاک بشویم
گر بحر سرشکم به فلک موج بر آرد
نقش ستم از صفحه افلاک بشویم
تا چند کشد زخم دلم محنت مرهم
وقتست که دست از دل صد چاک بشویم
دیوانگی عشق خرد گر نپسندد
نام خرد از دفتر ادراک بشویم
ساقی چو من از گرد ره آیم بدهم می
تا چهره بدان آب طربناک بشویم
اهلی اگر از گریه خون سیل بر آرم
کی راه امید از خس و خاشاک بشویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به احساسات عاشقانه و تعبیرات عاطفی شاعر اشاره دارد. شاعر خود را مانند بازیچهای در دست کودکان توصیف میکند که در هر جا بنشیند، اطرافش را با چشمهای زیبا و خیره کننده افراد میبیند. او بیان میکند که در شب مشخصی به مهمانی خواهد رفت و آرزو دارد تا آخر شب بنشیند و به عشق خود نزدیک شود. شاعر همچنین از شوق و عشق پنهانی صحبت میکند و اشاره میکند که اگر دیگران قصد آسیب به او یا معشوقش داشته باشند، او قصد دارد خاک راه آنان را به محبت بپوشاند. در پایان، او به تلخی موجود در زندگی و لذتبخش بودن داستانهای شیرین برای دردزنان اشاره میکند.