نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم

از خود بگذشتیم و بمطلوب رسیدیم

انصاف همین است که ما صبر نداریم

هرچند که در صبر به ایوب رسیدیم

از خون شهیدان تو خوش معرکه گرم است

ما نیز درین معرکه خوش خوب رسیدیم

مکتوبم اگر میبری ایباد روان باش

کاینک من و جان از پی مکتوب رسیدیم

اهلی نرسیدیم ز یوسف بوصالی

لیکن بغم و محنت یعقوب رسیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر می‌گوید که عشق او به معشوق چنان قوی است که او را از خود بی‌خود می‌کند. هر بار که معشوق را می‌بیند، مست و شاداب می‌شود. وی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که محبت معشوق بار سنگینی بر دوش او گذاشته است، اما او با عشق خود به معشوق آرامش می‌یابد. در انتها، او با اشاره به این که در عشق به معشوق خود به هر عنوان و وضعیت احترام می‌گذارد، نشان می‌دهد که حتی اگر به نظر دیگران کافر بیاید، او باقی‌مانده است و از عشق خود دست نخواهد کشید.