نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست

طریق اهل دلان غیر دردمندی نیست

به خلق و لطف تو نازیم ای سهی بالا

که سرو قد تورا ناز سر بلندی نیست

مریض عشق تورا شربت طبیب چه سود

دوای خسته دلان جز لبان قندی نیست

مرا سجود نیاز از نماز شیخ به است

نماز زنده دلان جز نیازمندی نیست

خروش مرغ سحر زارتر بود اهلی

جراحتی بتر از زخم مستمندی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی پرداخته است. شاعر می‌گوید که نیاز به خودپسندی ندارد و اهل دلان دردی جز عشق ندارند. او به زیبایی و لطافت محبوبش افتخار می‌کند و می‌گوید که درمان درد عشق تنها از لبان او حاصل می‌شود. همچنین، سجود او از روی نیاز است و به نماز زنده دلان تنها احترام به عشق و نیاز اشاره دارد. در نهایت، او به زخم‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که درد عاشقانه شدیدتر از جراحت‌های دیگر است.