شمارهٔ ۱۰۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
هر رشته مقصود که گم کرد، دگر یافت
صد قافله گر سعی برد در ره کعبه
در کعبه رسد آنکه سر کوی تو دریافت
در ظلمت هجران تو با مشعل خورشید
نتوان ز دل گمشده یک ذره اثر یافت
یعقوب برد روشنی دیده زیوسف
هر کس که نظر یافت درین راه نظر یافت
سرچشمه عشق است سخنهای تو اهلی
هر کس که فرو رفت درین چشمه گهر یافت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تم عشق و جستجوی حقیقت اشاره دارد. شاعر از دلتنگی و آشفته حالی خود میگوید و به جستجوی معشوق و دلپریشی ناشی از دوری از او اشاره میکند. او بیان میکند که در سفرهای مختلف و جستجوها، تنها کسی به مقصد واقعی میرسد که عشق و دلتنگی معشوق را در دل دارد. در نهایت، شاعر خوابی از روشنی و عشق را از این جستوجو نتیجهگیری میکند و به چشمهای اشاره میکند که در آن عشق و حقیقت یافت میشود.