نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم

آهی کشیم و دل ز کدورت تهی کنیم

بر ما صفای خاک نشینی حرام باد

گر نسبتش به مسند شاهنشهی کنیم

دل زین چمن بزخم تو چون سیب سرخروست

رو زردی آن بود که هوای بهی کنیم

هرچند آگهند حریفان ز حال ما

ما هم نظر ز عالم کار آگهی کنیم

دزدیده آهوی تو نبینیم چون رقیب

ما شیر مشربیم چرا روبهی کنیم

ما از درت بکعبه چو مجنون نمی رویم

دیوانه نیستیم که این گمرهی کنیم

اهلی نظر چو آینه بر غیر او خطاست

هرچند ساده لوح کی این ابلهی کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز احساسات عاشقانه و درد و رنج شاعر از دوری معشوق اشاره دارد. شاعر خود را در درد عشق غرق شده و از بی‌توجهی و محرومیت از وصال معشوق گله‌مند است. او به خاطر عشقش در عذاب است و در حالی که خاموش شده، درونش پر از ناله و آه است. شاعر از معشوق می‌خواهد که راز عشق را پنهان کند، اما خود را در حالتی از خرابی و رنج می‌بیند. در نهایت، او به زیبایی معشوق اشاره دارد و بیان می‌کند که در برابر این زیبایی، جان پاکش را در نظر نمی‌گیرد.