شمارهٔ ۱۰۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
که از دست رقیب خار خاری در جگر دارم
مرا گویی که یارت کیست خواهم دیگری گویم
ولی دل ندهم گفتن که من یار دگر دارم
همی خواهم که ره یابم درون سینه مردم
که گر درد تو یابم در دلی آن نیز بردارم
شتابان میروی دانم نگردی یار من لیکن
بگردان گوشه چشمی که ذوق یکنظر دارم
مرا هرچند یاری بیش، او بیگانه تر اهلی
عجب بختی زبون و طالع بی پا و سر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر در غم فقدان محبوبش از زیباییهای چمن و گل صحبت میکند و میگوید که بیحضور او زندگی بیمعناست. او به آتش عشق و سوز دل اشاره دارد و از احساس تنهایی و شکایت از جدایی شکوه میکند. در نهایت، شاعر به ناتوانی در بیان احساساتش اشاره میکند و میپرسد چگونه میتواند از این حس عمیق خود سخن بگوید.