شمارهٔ ۱۰۷۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
که نام عاشقی چون بشنود من در دلش گردم
عجب بحریست عشق او که گر در خون شوم غرقه
هنوز آن زهره ام نبود که گرد ساحلش گردم
ز شوق دست و تیغ او برقص آیم گه کشتن
اگر آندولتم باشد که مرغ بسملش گردم
چو گل از غنچه آنمحمل نشین چونروی بنماید
بهل ایساربان باری که گرد محملش گردم
من آن دیوانه ام اهلی که با مجنون چو بنشینم
ز داغ عشق و سوز دل چراغ منزلش گردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و عزم جدایی از کسانی است که به عشق آسیب میزنند. شاعر از وصال با افرادی که ناپاکاند و به عشق خیانت میکنند، ابراز تنفر میکند و به صراحت میگوید که از چشمپوشی از عشق و معشوقهاش کنارهگیری نخواهد کرد. همچنین، او تأکید میکند که اگرچه دوری و جدایی سخت است، اما نمیخواهد به فریادها و نالههای دیگران توجه کند و به دنبال عشق خالص و واقعی است.