شمارهٔ ۱۰۷۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
دوستان عفو کنیدم که گرفتار دلم
همه کس در پی تیمار و دل من ز جنون
سنگ بر سینه زنان در پی آزار دلم
خار خار دلم از زخم زبان کم نشود
مگر آن سوزن مژگان بکشد خار دلم
دل خرید از کف غم بازم و بفروخت بدوست
خود فروشی نکنم بنده بازار دلم
عیب من از رخ معشوق نشاید اهلی
که مرا خود هنر اینست که در کار دلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شدید شاعر به محبوبش است. او خود را در بند زیبایی و جذبه محبوب میبیند و میگوید که در این دنیا تنها وابسته به اوست. شاعر از خود در مقایسه با زلیخا و یوسف سخن میگوید و اشاره میکند که او هم مجذوب زیبایی محبوب است. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که با وجود درد و رنج عاشقی، عشق به محبوبش برایش ارزشمند و مهم است. در نهایت، شاعر خود را درویش و محبوبش را سلطان زیبایی مینامد و به این مسئله اشاره میکند که بههر حال، او وابسته و عاشق محبوب خود است.