شمارهٔ ۱۰۸۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم
دور از تو ز بیطالعی بخت سیاهیم
گر زندگی ما نه بدلخواه تو باشد
بالله که ما زندگی خویش نخواهیم
ما را کشی از هجر خود و زنده کنی باز
عیسی روانبخشی و ما زنده گواهیم
بر ما نگهت نیست بجز گوشه چشمی
ای آهوی چین کشته این نیم نگاهیم
در کوی تو چون کاه بهر باد نلرزیم
ما کوه غمیم از بد ایام نکاهیم
چون شمع فروغ دل ما ز آتش آهست
ما زنده ازین دود دل و آتش آهیم
ز آسوده دلی بر در میخانه چو اهلی
شاهنشه وقتیم و سگ بنده شاهیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات خود را نسبت به معشوق و شرایط موجود بیان میکند. او زمانی که دوستانش را در حال گفتگو میبیند، به معشوق نگاه میکند و از زیبایی او لذت میبرد. گرچه چهرهاش تحت تأثیر غم و بیماری است، اما در دلش امید به دیدار معشوق و خوشحالی از او وجود دارد. شاعر همچنین به سختیها و بیوفایی رقیب اشاره میکند ولی در عین حال، محبت و نیکی او را نیز در نظر میگیرد. در پایان، شاعر از امیدها و آرزوهایی که در دل خود نسبت به معشوق دارد، سخن میگوید.