نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرچند که از یار جز آزار ندیدم

هرچند که دیدم به از یار ندیدیم

کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی

جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم

او برده بعیاری و شوخی دل مردم

ما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم

خورشید صفت حسن تو بازار کند گرم

از هیچکس این گرمی بازار ندیدیم

گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزار

همچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم

رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دل

ما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم

طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنی

شیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساس تنهایی و ناامیدی است. شاعر از چاره‌ای برای دردهایش ناموفق می‌گوید و می‌گوید که حتی با امید به دیدار معشوق، در نهایت نومید و بدون او باقی مانده است. او به شدت از دوری معشوق رنج می‌برد و به جایی رسیده که دیگر هیچ‌کس به یادش نیست و تنها و آواره شده است. در حالی که دیگران از وصال معشوق خوشحالند، او همچنان در رنج و محرومیت به سر می‌برد.