شمارهٔ ۱۱۲۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
آبی زنم دیده دهی بر دل خاکم
شادی که برویم دگر از خاک چو سبزه
گر سایه سرو تو شود مایل خاکم
ای بحر کرم باز بیک موج عنایت
برهان ز جگر تشنگی ساحل خاکم
دل مرغ سر بام تو شد من سگ کویت
او قابل عرش آمد و من قابل خاکم
اهلی چو سر از خاک بر آرم بقیامت
جز سبزه حسرت نبود حاصل خاکم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد احساسات عاشقانه و یأس شاعرانه است. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که اگر محبوبش با نگاهی به او محبتی نشان ندهد، او در درد و رنج باقی خواهد ماند. او به خود میگوید که اگر دوستی حامیاش نباشد، بسیار غمگین خواهد شد. شاعر به وضعیت بحرانی خود اشاره کرده و میگوید هرچند در تلاش است تا از مشکلاتش بگریزد، اما تحت تأثیر عشق، زندگیاش آشفته و پریشان شده است. او نگران است که نشانههای طاعت و عبادت او به هدر برود و در نهایت، افزون بر عذاب عشق، ناامیدی از محبوبش نیز او را رنج میدهد.