نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم

تو گویی صورت یار از در و دیوار می بینم

جهانی عاشق رویش ولیکن رخ ز من تابد

که من در عین بیتابی درو بسیار می بینم

مگر درمان درد من شکیبایی کند ورنه

فزونتر میشود دردم گرش صدبار می بینم

مرا هرگز نباشد بر رخ او طاقت دیدن

مگر چون بگذرد گاهی در او رفتار می بینم

نه تنها اهلی شیدا که مجنون نیز بگریزد

ز رسوایی که من در کوچه و بازار می بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دلتنگی و آه و ناله عاشقانه یک فرد عاشق می‌پردازد. شاعر از حالت غم و اندوهی که به خاطر دوری محبوبش دارد، می‌گوید. او بیان می‌کند که چگونه چهره‌اش از ناله و گریه سرخ شده و احساس می‌کند که در قفس تن خود محبوس است. شاعر دل‌تنگی و میل به رسیدن به محبوب را به تصویر می‌کشد و از اینکه در جمع دیگران حس آرامش ندارد، ابراز ناراحتی می‌کند. در نهایت، او حیرت از دوری محبوب و وضعیت نابه‌سامان خود را بیان می‌کند و درخواست مرهمی از لب‌های خندان محبوبش دارد.