شمارهٔ ۱۱۳۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما پیش تیغ سر به ارادت نهادهایم
قربانی توایم و بدین کار زادهایم
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیدهاند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشادهایم
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تا دم مردن ستادهایم
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یکلخت و سادهایم
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جستهایم و در آتش فتادهایم
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچهوار
پژمردهایم و دل به شکفتن نهادهایم
از ذره کمتریم چو اهلی به کوی تو
لیکن به مهرت از همه عالم زیادهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی نصیحت و توصیه به زندگی شاداب و بیخیالی اشاره دارد. شاعر به جای پرداختن به داستانها و افسانههای قدیمی مثل آب خضر و جام جم، بر لزوم لذت بردن از زندگی و شادی تأکید میکند. او به اینکه در زندگی نباید به بدبینی و ناامیدی توجه کرد، اشاره میکند و از انسانها میخواهد که از غرور و ناز خود کم کنند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید بر روی مثبتها تمرکز کرد و از دلسردی و ناامیدی فاصله گرفت. در نهایت، او به لزوم توجه به صلاح و درستی در زندگی اشاره میکند.