نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن

یاد تنها ماندگان کنج غم گاهی بکن

تا به کی چون شمع باشی شب نشین بزم غیر

جان من اندیشه از آه سحرگاهی بکن

بر منت چون ماهِ نو از گوشهٔ ابرو نظر

گر بهر روزی میسر نیست در ماهی بکن

عاشقان از پیش میرانی و میخوانی رقیب

منع نیکو خواه تا کی ترک بد خواهی بکن

بیش ازین راه نظر بر مردم چشمم مبند

تا توانی در دل اهل نظر راهی بکن

خامشی سودی ندارد بیش ازین کافر دلان

اهلی از سوز جگر گاهی تو هم آهی بکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوقه‌اش می‌پردازد و از مخاطب می‌خواهد که او را با دقت ببیند. او اشاره می‌کند که هر یک از اجزای زیبا معشوقه‌اش را باید مورد توجه قرار داد و همچنین حال خود را که از عشق رنج می‌برد، به نمایش بگذارد. شاعر از زاری و دلتنگی خود بواسطه عشق می‌گوید و از طرفی به مخاطب یادآوری می‌کند که نباید زیبایی‌های معشوق را نادیده بگیرد. او بر این باور است که سجده بر روی زیبایی معشوقه مجاز است و در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که کدورت‌هایی که وجود دارد، ناشی از خامی است و دعوت به عاشق شدن و پاکی می‌کند.