شمارهٔ ۱۱۴۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان
گر پرده برافتد ز جمالت بقیامت
بخشند بروی تو گناه همه خوبان
ساعد بنما کان ید بیضا که تو داری
در معجزه خوبیست گواه همه خوبان
خاک ره هر طرفه غزالی که سگ تست
شد سرمه کش چشم سیاه همه خوبان
شد شیفتهٔ نرگس مستت بنگاهی
اهلی که بود مست نگاه همه خوبان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به رابطه عمیق و وابستگی خود و سایهاش اشاره میکند. این دو همیشه در کنار هم هستند، به طوری که گاهی یکی از دیگری پیشی میگیرد و گاهی برعکس. شاعر از محبت و مهر طرف مقابل صحبت میکند و میگوید که حتی اگر دلش شکسته شود، باید از آزار و رنج دادن خودداری کند. تشبیهاتی از طبیعت و زیباییها برای توصیف معشوق به کار میبرد، مانند گل و سرو، و در انتها به وفاداری و عشق اشاره میکند که یا باید بسوزد یا ادعای وفا نکند. در کل، شعر احساسات عمیق و همراهیهای عاشقانه را به تصویر میکشد.