نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۴۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین

وان چاشنی خنده شیرین لبش بین

گر طوبی جنت طلبی با ورق سبز

بر سرو قد آن سبز قبای قصبش بین

تنها نه منم طالب آن چشمه حیوان

صد تشنه جگر همچو خضر در طلبش بین

در شادی وصل دل بدروز چه بینی

بیداد شب هجر و دوام تعبش بین

تا چشم زنی روز وصالت شب هجرست

این کوتهی روز، درازی شبش بین

اهلی بودش جام طرب دیده پر خون

ای مست جگر سوخته جام طربش بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و غم می‌پردازد. شاعر از آرزوهایش برای رسیدن به معشوق و حسرت‌هایی که در دل دارد سخن می‌گوید. او می‌گوید که اگر به خاک راه برود و از سبزه و گل‌ها دم بزند، باز هم حسرت دیدن چهره معشوق از دلش نخواهد رفت. درخواست می‌کند که یک شب محفلش را با زیبایی معشوق روشن کند و از درد دلش به خاطر جدایی و داغ عشق بگوید. همچنین، او به فنا و بی‌ثمری عمرش اشاره می‌کند و می‌گوید که سایه معشوق بر او افتاده و همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر از ساقی می‌خواهد که او را مست و شاداب کند تا شاید در این حال، معشوق به او توجه کند.