شمارهٔ ۱۱۵۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
دل که بود آسوده دیگر غرق خون خواهد شدن
اینچنین کان روی زیبا در نظر آید مرا
چهرهام زرد و سِرشکم لاله گون خواهد شدن
من نظر پوشم مبادا در دلم آید درون
گر حریف اینست در جان هم درون خواهد شدن
زین کشش گر مهر او دارد دل من دور نیست
گر ز کنج عافیت دیگر برون خواهد شدن
گر کشد زین دست اهلی حلقه زلف بتان
عاقبت سر حلقه اهل جنون خواهد شدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس درد و جدایی است. شاعر به هجران و دوری یار اشاره میکند و از حالتی عمیق عاطفی سخن میگوید. او نشان میدهد که به رغم دوری و بیخبری، همچنان دلتنگی و عشق او به یار وجود دارد و از هر نقطهای ممکن است احساستش دوباره بیدار شود. شاعر تأکید میکند که در هر شرایطی، دوری یار باعث آسیب به روح و جانش میشود و او به طرز عمیقی از این جدایی رنج میبرد. همچنین به پیری و دست یافتن به جوانمردی اشاره میکند و انتظار دارد که با دوستانش در این راه همدلی کند. در نهایت، این شعر بیانگر احساسات شدید و متناقض عاشقانه و درد جدایی است.