شمارهٔ ۱۱۶۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
ولی من بخت اینم نیست خواهم زین هوس مردن
من آنمرغ دل افکارم که محرومم ز وصل گل
نخواهم روی بستان دید خواهم در قفس مردن
دل مجنون کجا یابد نشان از محمل لیلی
که میباید در این وادی بآوای جرس مردن
ز طعن همنفس نتوان که نالم از بلای او
بلا این شد که می باید ز طعن همنفس مردن
ز عشق آسان شود مردن اگرنه زین بود مردن
نخواهد کس درین عالم برای هیچکس مردن
چنینم گفت جانت را بیک دیدار بستانم
اگر باشد چنین اهلی خوش آسانست پس مردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عمیق احساسات و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر از مرگ و غم ناشی از عشق سخن میگوید و بیان میکند که غم او به آسانی از جانش بیرون نمیرود. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و آن را نازک و دلنواز میداند. همچنین از تیر محبت معشوق و تأثیرش بر دلش صحبت میکند و از دوستانش میخواهد که او را قضاوت نکنند، چرا که سوز دلش را نمیتوان با کلمات بیان کرد. در پایان نیز به ناله دلسوختهاش اشاره میکند و ابراز میدارد که این غم و درد در دلش باقی میماند.