شمارهٔ ۱۱۶۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
من بیخبر از خویش و تو هم بیخبر از من
گفتم که صنوبر غم قدت برد از دل
او نیز خرابست بصد دل بتر از من
از پند عزیزان زره خواری عشقت
گر من گذرم عشق ندارد گذر از من
گرد دل از آهستگی خواهش جورت
عشق تو فرو شست بخون جگر از من
چونشمع من استاده بجان بهر هلاکم
میرم ز فرح گر بودت میل سر از من
کارم چو مه نو بتمنا می کشد از هجر
خورشید صفت گر نکنی کم نظر از من
اهلی قدری دامنم آلوده گر از می
شاید که قضا عفو کند اینقدر از من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر بیان میکند که برای رسیدن به خوشبختی و خوشحالی تنها کافی است به عشق معشوق فکر کند. او از تأثیر چهره محبوب بر زندگیاش صحبت میکند و ابراز میکند که حتی مرگ در راه عشق نیز برایش ارزشمند است. شاعر همچنین به حسرتها و غمهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که باید از این دردها رنج نبرد، زیرا همه چیز به عشق و عاشق بودن بستگی دارد.