شمارهٔ ۱۱۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
نامرادی ز تو خوشتر که مراد از دگران
گر بطالع ز حریفان تو یکذره کمیم
شکر ایزد که به مهریم ز یاد از دگران
خوبرویان همه در جلوه حسن اند ولی
کی شود عاشق غمگین تو شاد از دگران
تو مرا میکشی از جور فلک چون نالم
نتوان زد بجفاهای تو داد از دگران
از تو گر سر کشد ایچشمه حیوان اهلی
تشنه لب میرد و سیراب مباد از دگران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و پیچیدگی زلف محبوب سخن میگوید و اشاره میکند که چطور عشق او دلش را میسوزاند. او از تلاش برای دوری از معرکهای که عشقش ایجاد کرده، صحبت میکند و به نفوذ جذبکننده و دشواریهای ناشی از این عشق اشاره دارد. همچنین او به احساساتی چون دلسوختگی و آرزوی وصل پرداخته و در نهایت به زیبایی چهره محبوب و مشکلات ناشی از آن میپردازد.