نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی قدح پر از می چون سلسبیل کن

کار جهان حواله بنعم الوکیل کن

پرواز جبرییل به معراج عشق نیست

فر همای همت خود جبرییل کن

صد دل کباب از نمک خوان حسن اوست

نظاره ملاحت خوان خلیل کن

شد خط سبز نیل رخش دفع چشم زخم

مصر جمال بین و تماشای نیل کن

دوری مکن ز کبر جمال ای پری ز خلق

با خلق باش و کار بخلق جمیل کن

جنت بزهد و تقوی و خیر سبیل نیست

می نوش و جرعه یی بفقیران سبیل کن

ای میفروش، خضر رهم شو بجرعه یی

در ظلمتم چراغ هدایت دلیل کن

اهلی اگر حریف می و مطربست و عشق

گو ترک بحث مدرسه و قال و قیل کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس درد و جدایی است. شاعر در آن بیان می‌کند که قلبش را برای دیگران خالی کرده و در نتیجه خود را در تاریکی و غم می‌بیند. او به عشق و نیاز به نور و محبت اشاره می‌کند و از غم و تنهایی ناشی از بی‌توجهی دیگران سخن می‌گوید. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در این دنیای بیگانه، درد و غم او همچنان ادامه دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند جای خالی عشق را پر کند.