نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایشوخ پر کرشمه کم التفات من

تلخست بی لب شکرینت حیات من

من جرعه حیات هوس داشتم ز خضر

خط لبت نوشت بکوثر برات من

آب دهان بخاک فکندی و خضر گفت

ایخاک رهگذار تو آب حیات من

با آن فسون غمزه چه سنجد فسانه ام

باطره ات چکار کند ترهات من

چون میرم از هوای تو خوانند عاشقان

درس وفای عشق ز لوح وفات من

عیسی دمی که میکشد و زنده میکند

او را چه غم بود ز حیات و ممات من

اهلی بعشقبازی و منصوبه غمت

مجنون که شاه عرصه عشق است مات من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به اهمیت ارتباط با دوست و محبوب واقعی، به ویژه در مقابل نمادهای مذهبی مثل کعبه، اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر قلبی تیره و کدر داریم، ذکر و عبادت چه فایده‌ای دارد؟ باید دل خود را صاف کنیم و به دنبال عشق و زیبایی واقعی باشیم. همچنین او به این نکته می‌پردازد که در مکدس (محل شراب) نمی‌توان به عبادت ادامه داد و باید از بار غم رها شویم و سبک‌بار زندگی کنیم. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که ملاقات با معشوق و عشق حقیقی، ارزش بیشتری نسبت به مناسک مذهبی دارد و باید در زندگی بیشتر بر روی این ارتباط تمرکز کنیم تا رسیدن به کمال و حقیقت.