نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کام دلم از وصل بیک سجده روا کن

اینکار نه از بهر من از بهر خدا کن

محنت زده و تیره دل از شام فراقم

ای صبح سعادت نظری جانب ما کن

داغیست ز تبخاله می بر لب لعلت

زخم دل مارا هم ازین داغ دوا کن

گر عرضه کنی حال خود ای باد بر آنگل

درد دل ما از سخن خویش ادا کن

چون زلف بتان کار ز تدبیر به پیچست

خواهی که شود راست بتقدیر رها کن

گر یار کند ناز، ترا کار نیازست

هرچند که دشنام دهد دوست دعا کن

اهلی نه تو گفتی که شوم کشته بپایش

بر عمر وفا نیست تو بر عهد وفا کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با احساس عمیق اندوه و فقدان عشق خود را به تصویر می‌کشد. او از خشک شدن اشک‌ها و سوختن دلش سخن می‌گوید و به نبودن محبوبش و تأثیر آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شاعر به زیبایی‌های طبیعی همچون سبزه و گل‌ها اشاره می‌کند که همگی به نوعی نشان‌دهنده عدم ثبات و تغییر هستند. او همچنین از دوران سپری شده و غم‌هایی که برای او باقی مانده و خانه جانش که خراب شده است، صحبت می‌کند. با ذکر مبحث مستی و طعم شیرینی عشق، شاعر نشان می‌دهد که حتی در غم، این عشق همواره در یاد و خاطر اوست. در نهایت، به مسأله توبه و تغییر ایمان نیز اشاره می‌کند و به نوعی به تضادها و تغییرات در احساسات انسانی پرداخته است.