شمارهٔ ۱۱۷۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
روی بر دوست کن و پشت به دیوار نشین
گر دلت تیره بود رشته تسبیح چه سود
سینه صافی کن و در حلقه ز نار نشین
در صف میکده سجاده نگنجد ایشیخ
بفکن این بار غم از دوش و سبکبار نشین
اینزمان کان قد رعنا به خرامش برخاست
یکدم ای کبک خرامنده ز رفتار نشین
منکه با یار نشینم ز جهانم چه خبر
گو بطعنم همه بر خیز و در انکار نشین
وصل یوسف طلبی پرده ناموس بدر
چون زلیخا بدر آ بر سر بازار نشین
کار ما از صف مسجد نگشاید اهلی
یک قدم پیش نه و در صف خمار نشین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که به او نگاه کند و بر او توجه کند. شاعر به گدای خود به عنوان نشانهای از ارادت و عشق اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با یک نگاه، جان پر از آشفتگی او را آرام کند. او همچنین به زیبایی و ارزش معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که توجهاش را به کسانی که برای او فدای او هستند، معطوف کند. در نهایت، شاعر به عشق و زیباییهای درونی اشاره میکند و از معشوق درخواست میکند که این زیباییها را در دل خود ببیند.