نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن

تلخی زهر اجل در دل من شیرین کن

من نگویم که مرا عشوه وصل تو دواست

تو بهر شیوه که خواهی دل من تسکین کن

سیرت از غمزه دیدار نشاید دیدن

یکنفس خواب کن و دیده من بالین کن

گر بر آنی که پس از مرگ به کوثر برسم

یک دو حرف از لب شیرین خودت تلقین کن

دیده ام پاس خیالت تو بخار مژه داشت

ناوک خود همه در دیده من پرچین کن

زرد رویم مهل ای گریه درین آخر عمر

چون خزان چهره‌ام از خون‌جگر رنگین کن

در خم زلف تو اهلی دل مسکین خون کرد

زلف مشکین بگشا فکر دل مسکین کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تناقضات و چالش‌های زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر در ابتدا وضعیتی سخت و تلخ داشته باشد، با تلاش و اراده می‌توان آن را به حالت شیرین تبدیل کرد. او اشاره می‌کند که مشکلات درون انسان‌ها ممکن است از کینه و دشمنی ناشی شود، و شناخت این مسائل می‌تواند به تسکین دل کمک کند. همچنین، شاعر از تأثیر یاد محبوب و ایمان به او در زندگی‌اش سخن می‌گوید و به کشف این حقیقت در پس مرگ اشاره دارد. در نهایت، او به دشواری‌های زندگی و نرسیدن به آرامش واقعی در این جهان پرداخته و به نوعی از ناامیدی و آرزوی فراغت در نهایت سخن می‌گوید.