شمارهٔ ۱۱۹۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باده مینوش و بدین مشغله میگذران
کار عالم گذرانست تو هم میگذران
تو پسندیدهخصالی و کرم شیوه تست
هرچه از ما نپسندی به کرم میگذران
جام جم گر نبود همت خود دار بلند
باده مینوش و بصد حشمت جم میگذران
فکر فردا مکن امروز دل خود خوش دار
در دل اندیشه ناآمده کم میگذران
ساقی امروز که دریای کرم در جوش است
کشتی غرقه ز گرداب عدم میگذران
گه گهی دست من پیر به جامی می گیر
وز گذر گاه غمم یک دو قدم میگذران
اهلی از دوست به جز زخم ستم چون نرسد
بگذر از مرهم و با زخم ستم میگذران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به فردی توصیه میکند که به غم و ناراحتی خود عادت کند و از طلب وصال محبوب بپرهیزد. شاعر به او میگوید که باید از خواستههای خود دست بکشد و ادب را فراموش نکند. همچنین، او را دعوت به لذتبردن از زندگی و دوری از شبهای بیهوده میکند. شاعر بیان میکند که گاهی اگر شکایتها به آسمان برود، نباید تعجب کرد. در بزم غم، او را به نشئه و شادی دعوت میکند و از آلودن خویش به غم پرهیز میدهد. در نهایت، توصیه میکند که دنبال مراد خود نرود و از زاهدان و کسانی که به دنیای عرفان میپردازند، توقع نداشته باشد.