شمارهٔ ۱۱۹۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من زار و دل غمزده هم زار تر از من
در عشق تو کس نیست گرفتارتر از من
کار همه دشوار شد از عشق ولیکن
بر کس نبود عشق تو دشوار تر از من
بیمارم و غیر از دل خود نیست طبیبم
او نیز بصد مرتبه بیمار تر از من
خواهم که بعیاریت از دست برم جان
ترسم که بود چشم تو عیارتر از من
بر جان من آزار رقیبان تو بیشست
هرچند که کس نیست کم آزارتر از من
حال شب و سیر فلک از دیده من پرس
کس نیست درین دایره بیدارتر از من
اهلی همه کس در ره دل خوار شود لیک
خاری ز زمین سر نزند خوارتر از من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر از عواطف و دردهای خود سخن میگوید. او احساس میکند که در حال سوختن است و از معشوق میخواهد که یا او را از این حالت نجات دهد یا به یکباره او را به خاک بسپارد. او به این نکته اشاره میکند که اگر بخواهد زنده بماند، باید از او قطرهای عرق بگیرد، و پیش از مرگش، خواهان جرعهای از لعل (که نماد عشق و زندگی است) میشود. همچنین، شاعر به ناامیدیاش در دیدن زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که اگر کسی از حال او بپرسد، باید به درد و رنج درونی او نگاه کند. این شعر بیانگر احساس پیچیدهی عشق، درد و طلب زندگی است.