نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن

یا برآر از خاک یا یکباره در خاکم فکن

چون بخاکم گر زنده خواهی دیگرم

قطره یی بر خاک از آنروزی عرقناکم فکن

پیش از آنساعت که گردد کار گر زهر اجل

جرعه یی در کام از آن لعل چو تریاکم فکن

چشم من لایق کجا باشد بخورشید رخت

پرتو اندیشه یی در چشم ادراکم فکن

اهلی آن بدمهر اگر پرسد ز احوال درون

گو نظر بر حال دل از سینه چاکم فکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد وفاداری و عشق صحبت می‌کند. شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد که با وجود شکسته شدن عهدش، وفای خود را حفظ کند و به اشتباهاتش توجه نکند. او به زیبایی و کمال معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که درون خود را ببیند و به قضا و قدر و مشکلاتی که دچار شده، توجه نکند. شاعر می‌گوید که در روز قیامت، او همواره در یاد معشوق خواهد بود و از جفای او سخن می‌گوید. همچنین تأکید دارد که عشق و زیبایی معشوق در چشم عاشقان همیشه جلوه‌گری می‌کند و باید به آنها توجه شود. در کل، شعر بازتابی از عشق عمیق و درد ناشی از جدایی و فراق است.