نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن

ترک مراد خود کن و ترک ادب مکن

ساقی بیا که خواب شب واپسین بس است

هشدار و روز عیش به بیهوده شب مکن

زین آه پر شرر که بر افلاک میرود

آتش اگر ز چرخ ببارد عجب مکن

در بزم غم بمستی و محنت دلا بساز

آلوده خویش را بشراب طرب مکن

اهلی مراد خویش ز رندان دیر خواه

از زاهدان صومعه همت طلب مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعری است که با دردهای عشق و غم‌های درونی خود رو به روست. او می‌نویسد که نمی‌تواند درد دلش را بیان کند و با وجود تمایل به رهایی از غم، از طریق خنده و ظاهر زیبا نشانه‌ای از شادابی نخواهد یافت. همچنین اشاره می‌کند که خواب و آرامش هرچند خوشایند است، اما نمی‌تواند از مشکلات و خطرات پیش رو غافل باشد. او به ارزش وصال معشوقش همچون جواهری می‌نگرد که به سختی به دست می‌آید. در نهایت، شاعر از داغ عشق و وفایی که در دلش نهان شده صحبت می‌کند و می‌داند که با وجود هر تلاشی، غم عشق او را رها نخواهد کرد.