شمارهٔ ۱۱۹۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
مپرس از بیوفایی کان نمیپرسد خدا از من
دلم چون نافه خونشد در وفاداری و دلشادم
که با هر کسکه باشد میدهد بوی وفا از من
نه تنها من ترا خواهم که شهری همچو من خواهد
تو صد جا دوستان داری بیاد آری کجا از من
مرا هرچند با خال و خطت جان در میان باشد
خطت خضرست و نوشد چشمه آب بقا از من
دل آواره چون مجنون نمیپرسد ز من هرگز
گرش جایی خبر یابی بپرس ایصبا از من
بمحشر رشته ز ناز دستاویز من باشد
اگر دست اجل نستاند این سررشته را از من
هلاک خود چو خواهم در دعا اهلی تو آمین گو
که در این حاجت آمین از تو میباید دعا از من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر دلتنگی و عشق عمیق گوینده است. او به زیباییهای عشق و مرگ اشاره میکند و میگوید که با اینکه در دنیا چهرههای زیبا و نیکو وجود دارد، اما محبت واقعی و عدم فراموشی از یاد محبوب در دل او میسوزد. گوینده بر عشق خود تأکید میکند و به رندان و میفروشان اشاره میکند که در دنیای عشق و خوشی زندگی میکنند و از گریه و غم دور هستند. او از دیگران میخواهد تا از دودلی و پندهای نابجا دور شده و به حقیقت عشق توجه کنند.