نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از در درآ

عاشق کشی از سر بنه عاشق‌نواز از در درآ

بی صورت زیبای تو صحبت صفایی نیستش

مجلس گلستان کن دگر چون سرو ناز از در درآ

در مسجد ارباب ورع خوانند ما را بت پرست

یکبار از بهر خدا وقت نماز از در درآ

جز دیده من ای پری چشمی نبیند روی تو

وحشت مکن از مردمان ای دلنواز از در درآ

رحمی بکن بر حال من کافتاده ام دور از درت

بیچاره و درمانده ام چاره ساز از در درآ

تا کی ز رشک دشمنان سوزی دل اهلی بغم

یک ره به کام دوستان دشمن‌گداز از در درآ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و longing (نفرت و دلتنگی) شاعر است. شاعر از معشوقش می‌خواهد که با زیبایی‌اش و حضورش به زندگی او رنگ و روح ببخشد. او به زیبایی معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون او، زندگی معنایی ندارد. همچنین، شاعر از ناملایمات و استرس‌های ناشی از عشق و دشمنی‌ها صحبت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند و به زندگی‌اش برگردد. نکته‌ای که در شعر مشهود است، احساس عمیق عشق و دشواری‌های ناشی از آن است.