شمارهٔ ۱۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا خراب مکن نقش بت پرستی را
چو گرد باد فروپیچ گرد هستی را
دم مسیح و حیات خضر بما نرسد
غنیمتی شمر ای دوست وقت مستی را
چو سرو باش دل آزاده با تهی دستی
مگو چو غنچه بکس حال تنگدستی را
فلک بپایه معراج خاکیان نرسد
بلند قدر ندانست قدر پستی را
تورو بدوست کن از قبله در گذر اهلی
به بت پرست چه نسبت خدا پرستی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به عدم پرستش بتها و دلبستگی به مادیات است. شاعر به ما میگوید که نباید حقیقت وجودی و ارزشهای معنوی را تحت تأثیر مادیات و طعمههای دنیا خراب کنیم. او حیات واقعی را در لحظات خوشی و مستی میبیند و بر سرودن از حالتهای تنگدستی تأکید میکند. همچنین شاعر به آزادی و بلندپروازی در زندگی اشاره میکند و اهمیت توجه به معنویت را بیان میکند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که نباید به بتپرستی روی آورد بلکه باید به خدا و حقایق والا ایمان داشت.