شمارهٔ ۱۲۰۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
هیچ از غم ما یاد نداری عجب از تو
تنها نشد آشوب عجم قد چو نخلت
کاین فتنه بلندست بملک عرب از تو
جامیکه نهم بی تو بلب پر شود از اشک
این کاسه خون چند خورم لب بلب از تو
جز خار نصیبی نبود طالع ما را
ای نخل کرم، تا که بچیند؟ رطب از تو
تا هست ترا آرزوی سوختن من
در آتش این آرزویم روز و شب از تو
عیسی نفسا، مرحمتی کن که بحسرت
مردیم و نداریم زبان طلب از تو
در بزم وصال تو رقیبان همه محرم
اهلی شده محروم به شرم و ادب از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان سخن میگوید. او احساسات خود را به تصویر میکشد، به ویژه به خاطر کشته شدن "مرغ دلش" به خاطر زیبایی و مستی معشوق. شاعر از معشوق میخواهد که لحظهای در کنار او بنشیند تا مجلس شادی را روشن کند و از غم و دلتنگی عاشقان بکاهد. همچنین به ساقی اشاره میکند و از او میخواهد که همراهی کند، چرا که صحبت با رندان مست روحبخش است. در نهایت، شاعر برسر جنگ میان آرزوها و واقعیت، و شکستهای عمرش تأکید میکند و به پستی چرخ روزگار اشاره میکند که میتواند بر انسان تاثیر منفی بگذارد.