شمارهٔ ۱۲۱۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
باشد شبی ای سیمتن آسایم از پهلوی تو
دورم من و نزدیک تو نتوانم از ضعف آمدن
کاهم ز غم باشد مرا بادی رساند سوی تو
تا بر زبان دیگری نام تو باری نگذرد
غیرت نخواهد تا کنم از خلق جستجوی تو
وقتی پی تسکین دل میدید می کوی ترا
اکنون شود دردم فزون چون بیتو بینم کوی تو
از وحشت تنهاییش اهلی برآید جان ز تن
گر نی بپرسش آیدش گه گه خیال روی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات خود درباره عشق و عدم دسترسی به معشوق میپردازد. او بیان میکند که هرچند تاکنون موفق به رسیدن به عشق واقعیاش نشده، اما این وضعیت نیز خودش نوعی خوشبختی است. او به این نکته اشاره میکند که گاهی خیالات و آرزوها میتوانند برای انسان لذتبخش باشند. همچنین، شاعر به کنایه به عفت و پاکدامنی اشاره میکند و میگوید که اگر کسی به عشق پاکدامنانه فکر کند، روحش همواره پاک خواهد ماند، حتی اگر ظواهر دنیا قابل شستشو نباشند.